یاداشتی به مناسبت روز سالمند؛

خسته در جست‌وجوی جوانی غرق در روزگار پیری

 

خبرگزاری ایمنا:جامعه امروزی ما اغلب دوران کودکی را از شادی محروم می‌کند نوجوان سرکش را به دنبال هدف‌های پوچ می‌کشاند و افراد بزرگسال را با بلاتکلیفی مرعوب می‌سازد اما فاجعه آمیزتر از همه این است که ما را از وقار و منزلت کهنسالی محروم می‌کنند.

به گزارش ایمنا از شهرضا، آیا تا به حال به سالمندان خود اندیشیده ایم؟ آیا نیازهاى آنان را با امکانات موجود وفق داده‌ایم؟ این موضوع که جمعیت جوان کشور رقم بسیار بالایى دارد و طبعا این رقم در آینده جمعیت سالمند را مى‌سازد نگران کننده شده.
سالمندى دوره کمال و پویایى آدمى است سال‌هایى که به دلیل داشتن تجربه مى‌تواند بهترین کارآیى را داشته باشد، البته اگر خانواده‌ها گروه‌هاى سالمند را در میان خود باور کنند.
اما در این روزگار به ما اجازه نمی‌دهد بدون احساس شرمساری عمیق پیر شویم، به ما گفته می‌شود که چین و چروک‌ها زشت هستند، گفته می‌شود از دست دادن توانایی جسمی موجب می‌شود فرد بیهوده بی فایده‌ای باشیم.
به ما گفته می‌شود با ضعیف شدن حسن‌هایمان امیدمان را برای شادی و زیباشناسی از دست می‌دهیم و بدین ترتیب ما ترغیب می‌شویم تا حسن خود را پنهان کنیم چین و چروک‌هایمان را بپوشانیم و موهایمان را رنگ کنیم و تمام این موارد برای آن است که مبادا باری بر دوش دیگران باشیم.
بدین گونه جوامع خاص سالمندان به وجود می‌آید و به ما گفته می‌شود در آنجا می‌توانیم آسایش و آرامش را در کنار کسانی که همانند خودمان هستند بیابیم تمام این موارد بدین معناست که پیر شدن از لحاظ جسمانی پدیده خوبی نیست.
ما این حقیقت را نادیده می‌گیریم که کهنسالی چیزی بیش از سن تقویمی است در دوران کهنسالی بدون توجه به شرایط یا آسیب پذیری فیزیکی بدن چیزی از انسانیت شخص کم نمی‌شود و شخص کهنسال توانایی‌هایش را برای بروز احساسات، سهیم شدن، دوستی و خلاقیت از دست نمی‌دهد.
درست است که با گذر عمر تغییراتی از نظر زیست شناسی و فیزیولوژی اتفاق می‌افتد اما در واقع در اکثر موارد، گذر عمر، به آنها کمک کرده تا صداقت و پذیرش بیشتری داشته باشند به نظر می‌رسد کهولت، بیشتر نتیجه احساس بطالت و نداشتن زمان است تا افت جسمی و روانی.
کهنسالی نیز هدفی دارد و ما باید بین قربانی کردن یا شکوفا کردن یکی را انتخاب کنیم امید بخش مهمی از آینده است و حتی در کهنسالی نیز فرد می‌تواند امیدوار باشد.
امید جستجویی مستمر به دنبال منشا خویشتن در هر لحظه، کهنسالان باید به زمان محدودی که روی زمین در اختیار دارند هدفی بدهند آنها می‌توانند به جای تنهایی، انزوا، ترس و ناامیدی زندگی را انتخاب کنند زیرا زندگی چیزی بیش از به دنیا آمدن، رشد کردن و بزرگ شدن است.
ای سالمند، موهای سپید و کمر خمیده‌ات، حکایت از پیری وجودت دارد، اما دلت زنده است و امیدوار از پیمودن موفقیت آمیز راه‌های پرپیچ و خم زندگی، از داشتن فرزندانی با آینده درخشان، از این که می‌توانی با اندوخته‌های ارزشمندت، جویندگان راه را از افتادن در بیراهه‌ها، نجات بخشی و دلت شاداب است و خوشحال، از این که امیدبخش جوانان در زندگی هستی و مایه پشت گرمی و آرامش خاطر آنانی.
سالمندان، گنجینه‌هایی گران بها از تجربه‌های بسیار و اندوخته‌های گران بارند این تجربه و اندوخته سالمندان، می‌تواند راهنما و راه گشای جوانان و کسانی باشد که هنوز در سراشیبی مشکلات زندگی، تجربه‌ای نیندوخته و اندوخته‌ای ندارند.
از این رو، قشر سالمند جامعه برای جوانان و حتی میان سالان بهترین هادی و راهنما هستند و شایسته است بر توانمندی هایشان ارج نهاد و از تجربیاتشان چراغی فراروی راه آینده برگزید.
صدای لرزانش را که می‌شنوم، موهای سپید و کمر خمیده‌اش را که می‌بینم، با کوله باری از تجارب که به همراه دارد، زمانی را تصور می‌کنم که چنین وضعیتی نیز در انتظار من است.
صدایی از درون وجودم نهیب می‌زند و مرا به یاری و دستگیری از سالمندان و پیران فرامی خواند با خلوص قلب و نیت پاک به یاری‌اش می‌شتابم و خود را در مقابل اندوخته‌های گران بهایش کوچک و حقیر می‌یابم. در برابرش زانوی ادب می‌زنم تا از وجود پربرکتش بهره‌ای گیرم و در مسیر پر فراز و نشیب زندگی، از تجارب گران مایه او استفاده کنم تا به درون پرت گاه‌های تاریک نلغزم.
با سپری شدن بهار با طراوت و مصفای جوانی، فصلی دیگر از دفتر عمر انسان بسته شده و بهار زندگی، رنگ خزان و پژمردگی می‌گیرد.
در این دوران به لحاظ کهولت سن و ضعف بدنی، سالمندان به توجه و رسیدگی بیش‌تری از سوی فرزندان نیاز دارند و اگر به این نیاز آنان بی توجهی شود، موجب آزردگی خاطرشان می‌شود، از طرفی چنین بی توجهی به سالمندان، به عنوان الگویی در ذهن فرزندان نقش می‌بندد و ممکن است در آینده نیز گریبان گیر خود فرد بشود.
اگر احترام و ادب نسبت به سالخوردگان در اعمال و رفتار ما تجلی یابد، فرزندان ما نیز با چنین فرهنگی پرورش می‌یابند.
در اسلام، تجلیل و احترام سالمندان یک وظیفه اخلاقی است و انجام این وظیفه، می‌تواند به صورت‌های گوناگونی چون گفتاری و رفتاری شایسته با آنان، تهیه لباس و مسکن مناسب برای آنها، دارو و درمان ایشان، حراست و نگهداری از آنان، مهر و محبت و خلاصه رسیدگی عاطفی از سوی بستگان و فرزندان باشد.
خانواده، کانون مهرورزی و آرامشِ روحی و روانی، و جایگاه ابراز احساسات و عواطف افراد نسبت به یکدیگر است.
وجود سالمندان در خانواده، بر آرامش و عواطف کانون محبت بخش خانواده افزوده و فضای خانه با وجود پربرکت آنان استواری و صمیمیت خاصی پیدا می‌کند. از این رو باید حرمت و احترام سالمندان در خانه حفظ شود و با نهایت تواضع و مهربانی به آنان محبت کرده و نگذاریم که غروب زندگی شان با غربت و تنهایی قرین شود.
بیایید هم نشین تنهایی شان باشیم، هم درد غم‌ها و مرهم زخم‌هایشان گردیم تا غصه‌ها و خستگی‌های روزگار از تن رنجور آنان زدوده شود.
بیایید آنان را در روزگار تنهایی در خانه سالمندان رها نکنیم تا غم و اندوه پیری و غربت و جدایی مهمان قلب‌های مهربانشان شود، بیایید بذر عشق و مهربانی و دوستی را در وجودمان بکاریم و با تکریم سالمندان از آنان دل جویی کنیم.